سديد الدين محمد عوفى
416
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
شهر كه بايد كه او را مطاوعت كنند و امرا به استقبال « 1 » پيش روند « 2 » . چون حذيفه نزديك يمن « 3 » رسيد معاريف « 4 » و سادات به استقبال او آمدند و در تعظيم و تبجيل « 5 » مبالغت نمودند ، و او جبهء گليم پوشيده داشت « 6 » و بر دراز گوشى لاغر نشسته . پس اهل « 7 » شهر سراىهاى عالى و قصرهاى مشيد « 8 » برو عرضه « 9 » كردند تا بدانجا فرود « 10 » آيد . بدان التفات نكرد و به كلبهاى مختصر فرود « 10 » آمد و گفت : دراز گوش مرا تيمار داريد و او « 11 » را علف حلال دهيد . و مدتى در آن شهر امارت كرد و چون به مدينه مراجعت فرمود امير المؤمنين « 12 » عمر رضى اللّه عنه « 13 » از آمدن او خبر شد و به استقبال او برون آمد و در موضعى مخفى « 14 » بنشست تا « 15 » بنگرد كه نخوت امارت هيچ « 16 » حال حذيفه را تغيير داده « 17 » است « 18 » . ساعتى بود « 19 » ، حذيفه را ديد كه مىآمد و بر همان دراز گوش نشسته بود و همان جبهء گليم پوشيده . عمر « 20 » پيش او آمد و او را دركنار گرفت و هر دو بسيار بگريستند . امير المؤمنين عمر « 21 » گفت : تو مرا برادرى و مرا « 22 » از تو عجب نمىآيد كه « 23 » امارت دنيار « 24 » ترا تبديل و تغيير « 25 » نداده « 26 » است از آنكه پيغمبر عليه السلام « 27 » از تو خشنود رفته « 28 » است و هر كه سعادت رضاى پيغمبر عليه السلام « 29 » مرويرا حاصل
--> ( 1 ) مج : اوامر او را به نفاذ ( 2 ) مپ 2 - و امرا او را . . . روند ( 3 ) مج : شهر ( 4 ) مج : معارف ( 5 ) مج + و مطاوعت او ( 6 ) مپ 2 : بود ، مج : داشت پوشيده ( 7 ) متن + آن ( 8 ) مپ 2 - و قصرهاى مشيد ( 9 ) مج : عرض ( 10 ) مپ 2 : فرو ( 11 ) مپ 2 - مرا تيمار داريد و او ( 12 ) بنياد - امير المؤمنين ( 13 ) مج + را ، بنياد - رضى اللّه عنه ( 14 ) مج : مختفى ( 15 ) متن و مپ 2 : كه ( 16 ) متن و مپ 2 : در ( 17 ) مپ 2 : يافته ( 18 ) مج + يا نه ( 19 ) مپ 2 - ساعتى بود ( 20 ) مج + برجست و ( 21 ) مج + او را ( 22 ) متن : من ( 23 ) مج - كه ( 24 ) مج + حال ( 25 ) مج - و تغيير ( 26 ) مج : نكرده ( 27 ) مج : صلى اللّه عليه و سلم ( 28 ) مج - رفته ( 29 ) مج - عليه السلام